تبليغاتX
بیوگرافی هنرمندان محبوب شما

پاييز

 

باز پاييز است

باز اين دل از غمي ديرينه لبريز است

باز مي لرزد به خود سر شاخه هاي بيد سرگردان

باز مي ريزد فرو بر چهره ام باران

باز رنجورم، خداوندا پريشانم

باز مي بيني كه بي تابانه گريانم

 

باز پاييز است

باز اين دنيا غم انگيز است

باز پاييز است و هنگام جدائيها

باز پاييز است و مرگ آشنائيها

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 13:13 |

شيلا خداداد

شیلا خداداد در چهاردهم آبان ماه سال 1359 دریک خانواده کوچک و در شهر تهران به دنیا آمد.

او دوران تحصیل خود را با موفقیت سپری کرد و در سال 75 وارد دبیرستان شد . در دبیرستان در  رشته ریاضی فیزیک به تحصیل پرداخت و در سال 78 با معدل 17 فارق التحصیل شد و به دانشگاه راه یافت . در دانشگاه رشته  مهندسی فیزیک  را برگزید و در این رشته شروع به تحصیل کرد.

 

شیلا خداداد به طور کاملا اتفاقی توسط مسعود کیمیایی وارد عرصه سینما شد و در کنار بزرگان این رشته شروع به کار کرد.او تاکنون در فیمهای« اعتراض ، آبی ، عیسی می آید ، قلبهای ناآرام » و مجموعه تلویزیونی « مسافری از هند » ایفای نقش نموده . وی همچنین در رشته موسیقی نیز فعالیت دارد و در چند گروه موسیقی مشغول به کار است. ورزش مورد علاقه او فوتبال و والیبال ، وتیم مورد علاقه اش استقلال است.

 

شيلا خداداد

 

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 2:26 |

باليود

 هاليود- ليندسي لوهان

عرب

عرب

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 2:21 |

 

بي تو هيچم بخدا

 

بي تو هيچم بخدا پيش دل من بنشين

قدر اين سينه پر مهر بدان در دل خسته بمان

منم و خسته ويرانه دل بي تفاوت مگذر از در ميخانه دل

مشكن ساغر اميد مرا ...

 

اي همه هستي من اين نفس ها بخدا ارزان نيست

بر نمي گردد هيچ

شايد امروز چو بگذشت نباشم فردا

آه شايد كه نبيني دگرم

بعد من در قفس هيچ نماند به جزء از مشت پرم

كه نمي يرزد هيچ

 

بنشين پيش دل من بنشين

قدرم امروز بدان كه بدام تو اسيرم اي دوست

و خدا داند وتو

از همه هستي خود

بي تو سيرم اي دوست

سخن از عشق بگو با دل من

كه ندارد دل من جز به تو با كس سخني

 

همچو يه ذره مرا

زير اين گنبد نيلي مكن از بند رها

صحبت از آه و دم است

آه بي سوز محبت نفس سرد غم است و دم خالي از عشق

مرگ درد آلوديست

كه رسد پيش تر از مرگ وجود ...

 

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 2:44 |

پوريا پورسرخ

از اینکه بعد از نقش فرهاد در فرار بزرگ نقش اصلی چنین مجموعه ای را بازی کردی احساس غرور نمی کردی؟
نه, چون به نظر من نقش های خرچنگ وفا و خاوری خیلی سخت تر و محوری تر از نقش ژوبین بودند و اگر آقایان اصلانی قائمیان و خانم ها توسلی و امینی بر اساس تخصص و قدرت بازی انتخاب شده بودند من فقط ظاهر و سنم به این نقش می خورد. در ضمن من نقش فرهاد را هم خیلی دوست داشتم

سوال: ولی الان همه توجهات به توست و همه جا از ژوبین حرف می زنند.
پور سرخ: شاید ولی دلیل نمی شود که بقیه عالی نبودند دوستان دیگر همه حرفه ای بودند و شناخته شده و من ناشناس بودم.

سوال: چه احساس داری که هر جا می ری همه دورت جمع می شوند و اینقدر مورد توجه هستی؟
پور سرخ: فقط خجالت می کشم و دنبال پاک کردن عرق هایم هستم

سوال: می دانی که این روزها زود می گذرد و هر چقدر بیشتر به جشم بیایی خلا بعدی سخت تر می شود؟
پورسرخ: بله هم از این نظر و هم می دانم که هر چه بیشتر عکسم روی جلدها باشد کارم سخت تر می شود و حساسیت ها رویم بیشتر. من اخلاقا نمی توانم به کسی نه بگویم ولی چون از اول پیش بینی این شرایط را می کردم برای خودم شش هفت نشریه در ژانرهای مختلف را کنار گذاشتم و کاری به بقیه ندارم می دانید که خیلی ها از خودشان می نویسند و تیتر می زنند و کاری از دست بزرگتر از من هم بر نمی آید.

سوال: گفتی صحنه های عصبی سکانس های تیمارستان را کی گرفتید و چه حالی داشتی وقتی حذف شدند؟
پورسرخ: در استودیو گرفتیم و بعد از سفر لبنان. من اول هیجان زده بودم و خواستم هر چه دور و برم هست دور کنند تا خودم را نزنم! بیشتر نمایشنامه رادیویی بود تا بازی سینمایی ! حس نقش را از لبنان داشتم و خلاصه خیلی زحمت کشیدم و اول که متوجه حذف شدم کلی ناراحت بودم ولی بعد در پخش دیدم حق با لطفی بود و آن صحنه ها باعث می شد تماشاگر نسبت به ژوبین حس منفی بگیرد.
سوال: هیچ وقت مقابل بقیه کم نیاوردی؟
پور سرخ: جواب لطف کارگردان دوستانه و صمیمی بود من بیشتر می ترسیدم که زحمت دیگران را به باد بدهم با اصلانی بازی نداشتم ولی در سوئیت با هم بودیم و خیلی کمکم می کرد مثلا بعد از سکانسی که ژوبین فهمید وفا به دروغ گفته ازدواج کرده و منتظرش بوده گفت: از امشب ژوبین خیلی بزرگ میشه و همین خیلی کمکم کرد. قائمیان و خانم توسلی و امینی هم که در کمک سنگ تمام گذاشتند.

سوال: قضیه sms های لطفی چیست؟
پورسرخ: ( می خندد) معمولا در پشت صحنه های سینما غیبت این و آن رواج دارد. آقای لطفی برای یکدست نگه داشتن فضا و ایجاد جو دوستی صدها sms آماده داشت و هر وقت کسی نزد او شروع به گله گذاری از دیگری می کرد بلافاصله جوک می خواند تا موضوع عوض شود.

سوال: از وضعیت جدیدت راضی هستی؟
جواب: اساتیدی دارم که به م لطف دارند و مواظبم هستند دایره مشاورانم وسیع تر شده و خیلی مواظب رفتار و حرکاتم در رفت و آمد ها هستم. انتخاب بعدی برایم سخت و مهم شده و دیگر نمی توانم مثل سابق زندگی کنم و باید با مردم و مطبوعات بهتر رفتار کنم . در کل وضعیت سخت و محدودی است ولی شیرین هم هست راضی هستم شکر.

سوال: ویژگی های همسر مورد نظرت چیست؟
پورسرخ: صبور, مهربان , خانواده دار, با وفا, و فهمیده

سوال: مدرک تحصیلی ات چیست؟
پورسرخ: دانشجوی ترم دوم دکترای فیزیولوژی گیاهی. فعلا فوق لیسانس دارم.

زندگی خصوصی پوریا پورسرخ

محل تولد: جردن
سال تولد: نمی گویم
ماه تولد: تیر
قد: 182
وزن : متغییر بین 75 تا80

پوريا پورسرخ

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 1:8 |

 

از يه تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

 

 دعاهاي بنزيني: 1-الهي بنزين بگيري.2-بنزين به قبرت بباره. 3التماس بنزين.4-دست به هر چي ميزني بنزين بشه . 5- خدا بنزينت بده ،يک ليتر در دنيا صد ليتر در آخرت ضرب المثل بنزيني:1بنزين ديدي نديدي 2-بنزين زرد برادر گريسه 3-با بنزين بنزين گفتن ماشين روشن نميشه 4-به اندازه بنزينت گاز بده 5-بنزين همسايه اورانيومه 6-بنزينش از باک ميريزه 7-بنزين حقه 6-از اين حرفا بوي بنزين مياد 7-خاموشي ماشين از بي بنزينيه 8-بنزين رو جلو ماشين انداختن 9-با بنزين طهارت مي گيره

 

 فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد و گفت: بيا بيرون كارت دارم. فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي

 

 جدید ترین جمله عاشقانه : بنزین نگاهت رو واسه قلبم سهمیه بندی نکن

 

 قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد

 

 هر آشنايي تازه اندوه ديگراست ،نگذاريد نامتان رابدانند و به نام بخوانندتان ،زيرا هر سلام آغاز دردناك يك خداحافظي است

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

 وقتي برگها را زير پايت له مي كني به ياد داشته باش كه انها روزي به تو نفس هديه ميكردن

 

تیکه ی جدید پسرها به دخترها: اين روزها همه از من شماره مي خواهند شما چطور ؟

 

 ميدوني فرق تو با عزراييل چيه ؟؟؟؟ . . . . عزراييلو ببينم ميميرم ، تورو نبينم ميميرم

 

كاش بودي تا دلم تنها نبود...تا اسير غصه فردا نبود.....كاش بودي تا فقط باور كني...بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

 

به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

 

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

 

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

 

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

 

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!

 

به جاي باز باران: باز آخوند با عمامه ، با دروغ هاي فراوان مي خورد از مال مردم ، مي پرد بر کوله مردم کودکي تنبل به حوزه ، همچو بلبل مدح و روضه يادم آيد از فلسطين ، از بلندي هاي جولان ، از دلار نفت ايران حرف هاي احمقانه از رجايي زمانه ، دور مي گشتم ز خانه شارع چون شمشير بران ، پاره مي کرد مغزها را بشنو اينک کودک من،از زبان مام مهين اين رئيس جمهور نادان ، کرد ويران ، کرد ويران

 

اگه تکراریه ببخشید

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 12:38 |

چه سود گر بگويمت

 

چه سود گر بگويمت كه شام تا سحر نخفته ام

و يا اگر دمي به خواب رفته ام تورا به خواب ديده ام

 

چه سود گر بگويمت كه بي تو با خيال توبه مي پناه برده ام

 و نقش آن دو چشم قصه گو به جام پر شراب ديده ام

 

چه سود گر بگويمت كه دوريت چو شعله هاي تند تب

به خرمن وجود من شراره هاي درد مي زند

و من درون آن زبانه ها بناي اين دل رميده را

زبن خراب ديده ام ...

 

چه سود گر بگويمت كه بي تو كيستم و چيستم

كه بحر پر خروش من تويي

و ساحل صبور و بي فغان منم !

و من درون موجهاي سركش

تمام هستي و وجود خويش را

چو يك حباب ديده ام

 

چه سود گر بگويمت

كه من زدوري تو هر نفس ، چو شمع آب مي شوم

و اشكهاي گرم من به دامن شب سياه مي چكد

و من ميان قطره هاي چون بلور آن

محبت تورا، چو نقش سرد آرزو به روي آب ديده ام

 

چه سود گر بگويمت

تورا به خواب ديده ام و يا كه نقش روي تو به جام پر شراب ديده ام

 

تو يك خيال دور بيش نيستي و دست من به دامنت نمي رسد

تو غافلي و من تمام مي شوم

وديدگان پر ز راز من هزار بار گفته با دلم

كه من سراب ديد ه ام ...

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 2:9 |

                                                               حامد كميلي

حامد کمیلی متولد ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان .
دارای مدرک کارشناسس مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر .
دارای
۱۰ سال فعالیت تئاتر در پروندهی هنری خودش .
فصل مورد علاقه : پاییز
چون به گفته ی خودش در پاییز غمی وجود دارد که در عین شادی نهفته هم دارد .
دارای شش سال سابق آشنایی با ساز پیانو .
کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .

دارای ۲ برادر ۲ قلو به نام های احسان و ایمان که هر دو تازه وارد دانشگاه شدند .

احسان عمران و ایمان معماری می خواند .

وضعیت تاهل : مجرد ...

حامد کمیلی کارشناس مدیریت بازرگانی است .اهل اصفهان است . کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرده و بعد در تهران ادامه داده و در این رشته از شاگردان فریدون خسروی و گلاب آدینه بوده است.جایزه ی بهترین بازیگران تئاتر فجر را برده است.دو کار ملک دل به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط فریدون خسروی را آماده ی کار دارد.

حامد

او اهل مطالعه است وبه آینده اش امیدوار . اطرافیانش از او به عنوان انسانی پاک ساده و صمیمی یاد می کنند . در زمینه ی روانشناسی مطالعات زیادی دارد. پیانو وتار می نوازد . بسکتبال هم بازی می کند. از خواننده ها به شهرام ناظری علاقه مند است. از بازیگران خارجی آل پاچینو شون پن و از بازیگران ایرانی علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان را دوست دارد . او می گوید: برای انتخاب نقش اولین چیزی که برایم مهم است ارتباط اولیه خودم با نقش است. ولی نقش هایی که خیلی خاص باشند و بتوان به شکلی ویژه به آنها نگاه کرد و نقشهایی که حرفی برای گفتن داشته باشند برایم خیلی باارزشند. دوست دارم در هر نقشی که ایفا می کنم همیشه حرفی برای گفتن داشته باشم.

امیدوارم خوشتون اومده باشه

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 0:42 |

یه دوست عزیزی که خودشو دیوار معرفی کرده از من یه جوابی می خواست منو ببخش فراموش کردم  جوابتو بدم منظور از این که فقط اگر تو بخواهی  این بود که اگر فقط تو بخوای همسفر من باشی ممنون از توجهت

 
در بطن هر اشتباهی،حقیقتی نهفته است.

توی دنیا عاشقا چه بی کسن /عاشقیا عاقبتش خار و خسن
اینا رو گفتم تا بدونی/عاشقی کاری خطرناکه حسن

می دونی فرق تو با فرغون چیه؟فرغون گِل می بره ولی تو دل می بری

اگه یک رنگ بشی باهات هستم/نمک پرورده دستات هستم
اگه پا روی حرمت ها نذاری/همیشه خاک زیرپات هستم

می دونی"بنی آدم اعضای یکدیگرند"یعنی چی؟یعنی تو قلب منی

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده

به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.

به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

بی تو هرگز نمی تونم زندگی کنم...پس بیا با هم گور به گور بشیم.

برای کشف اقیانوسها باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم.

در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست        عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن... از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن

ردپایم بی صداست   عشق من بی انتهاست...   ردپای اشکهایم را بگیر   تا بدانی خانه عاشق کجاست

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست

هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم...

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم...  مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديسي زيبا نمي شه.فقط يکبار فرصت داري تا از وجودت تنديس بسازي ،پس از زخم تيشه خسته نشو

در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...

مرامی ترین اس ام اس های86
چروک لباتیم، بخند فناشیم
از شرکت فرش مزاحمتون میشم. می خوام دلمو فرش زیر پات کنم که جز دل من هیچ جا پا نذاری! هرجا باشی فرش زیر پاتیم...
قرمزی چشاتیم؛ نفازولین بریز فناشیم!

صدات رو برام اس ام اس کن ،با نگاهت برام میس بزن،با قلبت بهم زنگ بزن،قلبم رو ویبرست تا من برات یه بوس بلوتوث کنم تا تو بزاری رو بک گراند لپت.

در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

به غضنفر می گن نظرت راجع به 4 معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه ->

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 11:29 |

 به يادتم هميشه

اولين همسفر غم و شادي ام هستي پس كنارم چون شقايق بمان و بدان كه روزي اگر

 وجودت را پاكباخته ي احساسم سازي از خود دورت نمي كنم و انديشه هايم را كه تو

 اينك صاحب  آن مي شوي براي هميشه حفظ كن بيا كلامت را در سكوت شب آنگاه كه

 چشمانم مي باريد همچون لالايي قشنگي زمزمه كن كه من سالهاست لالايي قشنگي را

تنها از دور مي شنوم . باوركن ... باوركن و بدان براي هميشه زيباترين ترانه هاي عاشقانه

 را زمزمه خواهم كرد....

 

                               اگر تو بخواهي .... اگر تو بخواهي                                                

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 10:39 |

 

               شادمهر عقيلي

نام : محمد رضا عقيلي

شهرت : شادمهر

شادمهر عقیلی متولد 7/11/1351ملقب به سلطان پاپ
بچه خیابان هاشمی تهران '''' اصلیت طالقانی '''' فرزند آخر خانواده '''' پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهر
تکذیب شده '''' در شرایط سخت مالی بزرگ شد '''' گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت '''' فوق لیسانس از هنرستان موسیقی '''' تا 24 سالگی به
خواننده شدن فکر نمیکرد '''' بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی '''' اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت '''' برای تماشای کلیپ های
خارجی بیتابی میکرد '''' رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج
خواند '''' متنفر از تجملات '''' ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو '''' عشا ق بازی بهروز وثوقی '''' به افراد مختلف القاب مختلف
میداد '''' هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود '''' رفاقت با جوانان سالم را دوست
دارد '''' با قرض ارگ خرید '''' کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش '''' با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید '''' از هیچ غذایی بدش نمی آید '''' مردم
برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و
تمام میشد '''' خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش '''' همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر '''' عاشق اتومبیل بی ام و
بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است '''' الگوی گیتار : اردشیر فرح '''' شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش
دست به جیب برای دوستان طراز اول '''' کم حرف '''' در تهران پاتوق هیشگی نداشته '''' اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر '''' شایعه عمل زیبایی بینیش
رو تکذیب میکنه '''' هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود '''' نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است
''''
زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند '''' روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران '''' هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ
خواننده ای هم صدایی کند '''' اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 '''' ما درش را میپرستد '''' یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد
چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد '''' عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست '''' بابت بازی و خونندگی در پرپرواز 10 میلیون
تومان گرفت '''' نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه'''' درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند
ماهی یک بار به شمال میرفت '''' آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... '''' خواننده محبوب : ریکی مارتین '''' اهل
شب نشینی و روزنامه خواندن نیست '''' استاد کوک کردن سنتور '''' بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد '''' عاشق ماشین عوض
کردن '''' به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد '''' نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته '''' آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این
آلبوم در ایران هنوز توقیف هست '''' علاقه مند موسیقی ترکی '''' با چند خانواده در تورنتو دوست است '''' گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا '''' آموزش خصوصی
گیتار و ویلن در تورنتو '''' محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور '''' فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته '''' طرح
کلیپهایش را خودش میدهد '''' خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت '''' یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و
مستاجر هست ، البته فعلا '''' وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و
اینها همه طرفدارانش هستند '''' قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند '''' و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند
''''
قبل از عید سال 83 دست راستش شکست '''' در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی ''''چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند و
آشتی میکنند ''''  هیچ گونه هد ف و یا قصد باز گشت ندارد                                          

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 19:3 |

 

به تقاضاي بعضي از دوستاي خوبم دوباره بيوگرافي حميد عسكري رو گذاشتم براي دفعه بعد سعي در جمع آوري اطلاعات را جع به  شادمهر عقيلي دارم اميدوارم خوشتون بياد :

 

 حميد عسكري

 

حميد عسگري متولد 20 مهرماه 1357 است در شيراز به دنيا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش ميلاد ترابي (( که اهنگساز است )) در تهران زندگي مي کند

دو خواهر به نام پريسا (دانشجو) و مريم (پشت کنکوري) و بک برادر به نام سعيد که در لوس آنجلس زندگي مي کند 

تحصيلاتش ربطي به موسيقي ندارد او کارشناس مديريت صنعتي است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پيدا نکرده است و معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسيدن انسان ها مي شود

از دوران نوجواني به موسيقي علاقه ي خاصي نشان مي داد بعدها با کمک دوستانش گروه کوچک موسيقي به صورت نيمه حرفه اي تشکيل مي دهند و کم کم کار به تولد گروه جوان مهرگان مي انجامد که بار ها موفق به اجراي کنسرت براي سازمانها و نهادهاي مختلف شد بود گرديد اما از انجا که حميد عسکري روحيه اي خاص داشت از گروه جدا شد و به تنهايي به آهنگ سازي پرداخت و با استعداد و حس زيبايي که در کارهايش از خود نشان داد جاي خود را ميان خوانندگان و آهنگ سازان پيدا کرد و توانست با شرکت پويا موزيک قرارداد همکاري ببندد که نتيجه ي زحماتش آلبوم موفق کما بود.البته بايد اضافه کرد که او آهنگهاي بسيار زيبايي براي خوانندهاي مورد توجه و پر طرفدار نيز ساخته است که جزو پروندي درخشان کاري حميد عسکري ميباشد 

اوايل که البوم او به بازار امد خيلي ها به اسم شادمهر عقيلي فروختند در صورتي که او کسي نبود جز حميد عسگري . رنگ و جنس صداي حميد و شادمهر تا حدي به هم شباهت دارد و اين شباهت به نفع او تمام شد . او مي گويد : هيچ کس در توانايي هاي شادمهر شکي ندارد البته شباهت صداي من و شادمهر چيز طبيعي در عالم موسيقي است چرا که صداها در عين تفاوت ها شباهت هاي زيادي به هم دارند 

صداي سياوش شمس را هرگز فراموش نمي کند و صداي محمد عليزاده رو خيلي دوست داره . غذاي مورد علاقه حميد عسگري قيمه هاي مادرش است . او اصلا اهل اشپزي کردن نيست . وقتي غمگين است مي خواند . صميمي ترين دوست حميد عسگري ميلاد ترابي است .

                                                حميد عسكري و ميلاد ترابي       

  

با ترانه هايي که خودش گفته ارتباط بيشتري برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرايط روحي خودش گفته است . از ميان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزي که رفتي و خيلي دوست دارد . در صدايش غم خاصي وجود دارد  

 نقطه ضعف حميد عسگري اين است که زود عصباني مي شود البته عصبانيت هاي او 5 دقيقه است بعد چنان ارام مي شود که انگار نه انگار اتفاقي افتاده است . نقطه قوت حميد هم اين است که بي هيچ چشمداشتي احساسش را نثار ديگران مي کند انقدر که طرف بي نياز از محبت مي شود 

امیدوارم  این  بیوگرافی کاملتر وبهتر از دفعه پیش باشه و بپسندید   راستی  آهنگهای جدید از  حمید عسکری  اونایی که دوست دارن گوش بدن   روی لینک آهنگها کلیک کنند 

صفحه ای که مدیا را باز می کند روی آهنگ داخل مدیا دابل کلیک کنید  جدیدترین آهنگهای حمید عسگری تقدیم به دوستای گلم ممکنه سرور سایتی که لینکشو گذاشتم یه وقتایی بازی در بیاره اما در کل همیشه سایت خوبی آهنگارو حتما گوش بدید مطمئنم خوشتون می یاد

گل نرگس

گریه نکن

شعر عاشقونه

دوستت دارم

بی تفاوت

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 13:18 |

 در بطن هر اشتباهی،حقیقتی نهفته است.

 

عشق، نردبانی است كه ما را از خود بالا می كشد. عشق، همان فعل انفعالی است كه در برابر گل سرخ به ما دست می دهد. عشق، عزرائیل زیبایی است كه رسید، جسم ما رامی گیرد و قبض روح راامضا می كند عشق، اولین آهی است كه در آیینه كشیده ایم. عشق، اولین حقوق ما از باجه معرفت است. عشق،خرید وفروش با پای عاشق و معشوق است.

 

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي

 

 گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست ردپاي اشک هايم را بگير تابداني خانه عاشق کجاست

 تركه نذر ميكنه آخر اسم بچه هاشو بذاره الله اولي رو ميذاره فتح الله دومي ميذاره يد الله سومي دختر ميشه مي ذاره سيندرالله

 

روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از تركه ميپرسن از كجابدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله ست ؟ميگه :زير پاهارو قلقلك ميديم هر كله كه خنديد ميفهميم مال اون كله ست

 

 

 هميشه نگاهي راباور کن که وقتي که ازش دور شدي منتظرت بمونه

 

دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یادتو بود، (آيا)حق من اعدام بود؟؟؟

 

يه قورباغه با يه اردك ازدواج مي‌كه، اگه گفتي بچه‌شون چي ميشه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . بچه‌دار نميشن، واسه‌شون دعا كن، طفليا داره زندگيشون از هم مي‌پاشه

 

انالله و انا الیه راجعون،فرستنده این پیام از دوریتان جان داد

 

دو تا ترك داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر شه چي كار كنيم؟ اون يكي ميگه نگران نباش من يكي ديگه دارم

 

تابلوهاي بين راهي در 5 کيلومتري شهرها... قم : لطفاً با وضو وارد شويد!... قزوين: لطفاً با رکو وارد شويد!... رشت: از غيرت خود بکاهيد!... آبادن: پاريس 5 کيلومتر!... تبريز: پايان تمام محدوديتها

 

مرده ام در کوچه هاي بي کسي سنگ قبرم را نمي سازد کسي سوختم خاکسترم را باد برد بهترين يارم مرا از ياد برد

 

 

ترکه مى ره خواستگارى به دختره یه بلیط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاکى میشه میگه: مردیکه ی خر این چیه؟ ترکه:میگه احمق ارائه ی بلیط نشان دهنده شخصیت

 

دل من يه روز به دريا زد و رفت پشت پا به رسم دنيا زد و رفت زنده ها خيلي براش کهنه بودند خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هواي تازه دلش مي خواست ولي آخرش توي غبارها زد و رفت دنبال کليد خوشبختي مي گشت خودشم قفلي رو قفل ها زد و رفت يه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توي شيشه فردا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه فردا ها رو تا زد و رفت حيووني تازگي آدم شده بود به سرش هواي حوا زد و رفت

 

 

مرغابی اگه فقط تو خشکی باشه هم زنده می مونه ، اما ؛ آیا واقعا ” زندگی ” می کنه ??

 

دیروز در دادگاه دلم، مغز من قاضی بود، متهم قلبم بود، جرم من عشقم بود، عشق من یادتو بود، (آيا)حق من اعدام بود؟؟؟

 

آرزوهاتو یه جا یادداشت كن و همشون رو یكی یكی از خدا بخواه . خدا یادش نمیره ، ولی تو یادت میره كه چیزی كه امروز داری ، آرزوی دیروزت بود

 

امروز و این لحظه یک قدم به مرگ نزدیک تر شدیم . به خدا چطور

 

سره پل سرات بین آیت ا... لنکرانی و مشکینی بر سر صیغه کردن مهستی نزاع شده....

 

مرده ام در کوچه های بی کسی سنگ قبرم را نمی شناسد کسی سوختم خاکسترم را باد برد بهترین یارم مرا از یاد برد

 

فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد

 

عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست،‎ ‎عشق با نبض دقايق زيباست، عشق با ‏زهر حقايق زيباست، عشق با در حسرت ديدار تو بودن‎ ‎زيباست

 

اگه پسرا با جنبه بشن چي ميشه؟؟؟؟؟ 1- بوي ترشي کشور رو بر مي داشت (لذا مشکلات زيادي براي شهرداري پيش مي يومد) 2- ازدواج براي دختران تبديل به ارزو و روياي شبانه مي شد 3- مانتو ها تنگ تر،جوراب ها کوچيک تر،شلوارها کوتاه تر و روسري حذف مي شد 4- شوهر مثل قند و پنير کوپني مي شد و صف هاي طولاني براي گرفتن آن به وجود مي امد پس به اين نتيجه مي رسيم که: پسر ها همين طور بي جنبه باقي بمونن هم براي دخترا بهتره هم براي تمدن

 

معلم اظيظم عز اينکه خاندن و نوشطن به من ياد دادي حظار بار عذت ممنونم ... مهموود عهمدي نجاد

 

شكسپير ميگه: فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

 

می دوني چرا خدا از هر چيز 2تا بهت داده بجز دهان و بيني و قلب ؟ چون براي خودت يه هم زبون يه هم نفس ويه هم دل پيدا كني

 

 

آبی تر از آنيم که بی رنگ بميریم از شيشه نبوديم که با سنگ بميريم تقصير کسی نيست که اينگونه غريبيم شايد که خدا خواست که دلتنگ بميريم

 

وفادار تو بودم تا نفس بود دريغا همنشينت خار و خس بود دلم را بازگردان همين جان سوختن بس بود بس بود

 

ادمها مانند دو نيمه سيب هستند که در جهان هستي پراکنده شده اند،پس انسان موفق کسي است که در طول سفر با پيدا کردن نيمه گمشده خود وجودش را مانند سيبي کامل زيبا نمايد (افلاطون)

 

ميخواستم شمع باشم و تا آخر عمر به پات بسوزم، ولي نامرد اديسون، برق رو اختراع كرد

 

دل من يه روز به دريا زد و رفت پشت پا به رسم دنيا زد و رفت زنده ها خيلي براش کهنه بودند خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هواي تازه دلش مي خواست ولي آخرش توي غبارها زد و رفت دنبال کليد خوشبختي مي گشت خودشم قفلي رو قفل ها زد و رفت يه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توي شيشه فردا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه فردا ها رو تا زد و رفت حيووني تازگي آدم شده بود به سرش هواي حوا زد و رفت

 

 

يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ... ازش پرسيدن چرا ؟ گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه

 

در مرام ما نیست رسم ترک دوست؛عهد با هر که ببندیم جانمان در دست اوست

 

اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت . عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت .

 

به تركه ميگن مبارك باشه ازدواج كردي...ميگه دائمي نيست...اعتباريه

 

دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای

 

آدمك آخر دنياست بخند     ...  آدمك مرگ همين جاست بخند

دست خطي كه تورا عاشق كرد ... شوخي كاغذي ماست بخند

آدمك خر نشوي گريه كني ...   دنيا سراسر سراب است بخند

آن خدايي كه بزرگش خواندي ... به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه!

بگير از من تو اين دل ياد بودي.... که تنها لايق اين دل تو بودي ... هزاران خواستند اين دل بگيرند .... ندادم چون عزيز دل تو بودي

 

اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
1- دوستت دارم
2- خيلي باحالي
3- به يادتم
4- ارزش زنگ زدن رو نداري!

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده

 

به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.

به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست

هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم...

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم...  مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

تمام گلهاي خوشبوي دنيارو هم به پات بريزم بازم کمه چون پاهات خيلي بو ميده

 

آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد" کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد! پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست... " کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد

 

اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی

 

دردناكتر از بيماري عشق راهيچ حكيمي به چشم نديده است وانسان دچارهردرد سختي هم باشد،دردعشق او بر تمامي دردهاي دنيا برتر است

 

گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم.

 

ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

 

اگه يه روز حس کردي دنيا و آدماش به تو اخم کردن،دليلشو تو لب هاي بدون لبخندخودت جستجو کن

 

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام!

 

سخت ترین سوال کنکور ۸۶:سهمیه خودرو سواری ۲ گانه سوز دولتی که آمبولانس وانت است و شبها در آژانس کار می کند چند لیتر است؟!!

 

 

 

 

آن هنگام که دوست داری کسی به یاد تو باشد،به یاد من باش که همواره به یاد تو هستم.از طرف بهترین دوست شما: خدا

 

نیوتن:در سقوط افراد در چاه عشق،قانون جاذبه تقصیری ندارد.

 

از بینی ام تا دست من راهی به جز انگشت نیست

دلخوش به دستمالم نکن هیچ چی مث انگشت نیست!!

 

سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن. پرمعني‌ترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر.عميق‌ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحم‌ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركش‌ترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه‌ترين كلمه من است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر. بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن. با نشاط‌ترين كلمه کار است ... به آن بپرداز. پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش 

 

یکی مثل پاستور میکروب رو کشف کرد،ادیسون برق رو اختراع کرد،انیشتین علم رو متحول کرد،اون وقت تو منگل فقط بشین اس ام اس بزن،جوک بگو یا آف بزار آخه سریش مگه تو کار و زندگی نداری؟

 

يه توپ دارم قلقليه ....... موهاي سرم فرفريه ...... آف جديد نداشتم ......سرت كلاه گذاشتم

 

وی دنیا عاشقا چه بی کسن /عاشقیا عاقبتش خار و خسن
اینا رو گفتم تا بدونی/عاشقی کاری خطرناکه حسن

می دونی فرق تو با فرغون چیه؟فرغون گِل می بره ولی تو دل می بری

اگه یک رنگ بشی باهات هستم/نمک پرورده دستات هستم
اگه پا روی حرمت ها نذاری/همیشه خاک زیرپات هستم

می دونی"بنی آدم اعضای یکدیگرند"یعنی چی؟یعنی تو قلب منی

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده

به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.

به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

بی تو هرگز نمی تونم زندگی کنم...پس بیا با هم گور به گور بشیم.

برای کشف اقیانوسها باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم.

در مرام ما رفیقان نیست ترک دوست        عهد با هرکه بستیم جان ما در دست اوست

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن... از کنارت رفته ام ولی فراموشم نکن

ردپایم بی صداست   عشق من بی انتهاست...   ردپای اشکهایم را بگیر   تا بدانی خانه عاشق کجاست

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست

هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم...

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم...  مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه رو نداره تنديسي زيبا نمي شه.فقط يکبار فرصت داري تا از وجودت تنديس بسازي ،پس از زخم تيشه خسته نشو

در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...

مرامی ترین اس ام اس های86
چروک لباتیم، بخند فناشیم
از شرکت فرش مزاحمتون میشم. می خوام دلمو فرش زیر پات کنم که جز دل من هیچ جا پا نذاری! هرجا باشی فرش زیر پاتیم...
قرمزی چشاتیم؛ نفازولین بریز فناشیم!

صدات رو برام اس ام اس کن ،با نگاهت برام میس بزن،با قلبت بهم زنگ بزن،قلبم رو ویبرست تا من برات یه بوس بلوتوث کنم تا تو بزاری رو بک گراند لپت.

در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

به غضنفر می گن نظرت راجع به 4 معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه ->

 

از يه تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

 

 دعاهاي بنزيني: 1-الهي بنزين بگيري.2-بنزين به قبرت بباره. 3التماس بنزين.4-دست به هر چي ميزني بنزين بشه . 5- خدا بنزينت بده ،يک ليتر در دنيا صد ليتر در آخرت ضرب المثل بنزيني:1بنزين ديدي نديدي 2-بنزين زرد برادر گريسه 3-با بنزين بنزين گفتن ماشين روشن نميشه 4-به اندازه بنزينت گاز بده 5-بنزين همسايه اورانيومه 6-بنزينش از باک ميريزه 7-بنزين حقه 6-از اين حرفا بوي بنزين مياد 7-خاموشي ماشين از بي بنزينيه 8-بنزين رو جلو ماشين انداختن 9-با بنزين طهارت مي گيره

 

 فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد و گفت: بيا بيرون كارت دارم. فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي

 

 جدید ترین جمله عاشقانه : بنزین نگاهت رو واسه قلبم سهمیه بندی نکن

 

 قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد

 

 هر آشنايي تازه اندوه ديگراست ،نگذاريد نامتان رابدانند و به نام بخوانندتان ،زيرا هر سلام آغاز دردناك يك خداحافظي است

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

 وقتي برگها را زير پايت له مي كني به ياد داشته باش كه انها روزي به تو نفس هديه ميكردن

 

تیکه ی جدید پسرها به دخترها: اين روزها همه از من شماره مي خواهند شما چطور ؟

 

 ميدوني فرق تو با عزراييل چيه ؟؟؟؟ . . . . عزراييلو ببينم ميميرم ، تورو نبينم ميميرم

 

كاش بودي تا دلم تنها نبود...تا اسير غصه فردا نبود.....كاش بودي تا فقط باور كني...بي تو هرگز زندگي زيبا نبود

 

به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

 

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

 

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

 

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

 

تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!

 

به جاي باز باران: باز آخوند با عمامه ، با دروغ هاي فراوان مي خورد از مال مردم ، مي پرد بر کوله مردم کودکي تنبل به حوزه ، همچو بلبل مدح و روضه يادم آيد از فلسطين ، از بلندي هاي جولان ، از دلار نفت ايران حرف هاي احمقانه از رجايي زمانه ، دور مي گشتم ز خانه شارع چون شمشير بران ، پاره مي کرد مغزها را بشنو اينک کودک من،از زبان مام مهين اين رئيس جمهور نادان ، کرد ويران ، کرد ويران

 

اگه تکراریه ببخشید

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 2:18 |
تقدیم به دوستداران این هنرمند جوان :

نام: هانيه توسلي

تاريخ تولد: 1356

خواهر هما توسلي (نويسنده و منتقد)

هانیه توسلی، متولد  1356، همدان؛ وقتی نمایش پدر دوست‌داشتنی با بازی او، در یکی از جشنواره‌های تئاتر، در تبریز روی صحنه رفت، نصرالله قادری که به عنوان داور آنجا حضور داشت، هانیه توسلی را برای بازی در نمایش پدر انتخاب کرد. یک سال پس از آن، در فیلم کوتاه روی جاده نمناک (مهدی کرم‌پور) و سریال غریبه (جواد اردکانی) بازی کرد و سرانجام با شام آخر وارد عرصه حرفه‌ای سینما شد.

هانيه توسلي

 

او دانش‌آموخته ادبیات نمایشی در دانشگاه آزاد است و علاقه‌مند به عکاسی و نقاشی. در نمایش‌های قرمز و دیگران و گل‌های شمعدانی (محمد یعقوبی) بازی کرد که به خاطر دومی، کاندیدای دریافت جایزه شد. همچنین نمایش باله روی سطرهای بی‌معنی (لیلی عاج) با بازی بداهه او مورد توجه قرا گرفت و  2  سال پیش به خاطر بازی در شب‌های روشن (فرزاد موتمن) در جشن خانه سینما تحسین شد و امسال با یک شب در کن حضور داشت. شام آخر اولین فیلم به نمایش درآمده از هانیه توسلی و محمدرضا گلزار بود، زوجی که پس از آن مسیری متفاوت را پیمودند، گلزار به سینمای تجاری پیوست و توسلی سعی کرد در فیلم‌های جدی‌تری بازی کند. به این ترتیب پس از بازی در  2  فیلم «بدنه‌ای، در شب‌های روشن، در یکی از  2  نقش اصلی جلو دوربین رفت و اجرای موفقی داشت. موفقیت نسبی این فیلم نزد مردم و منتقدان و جایزه‌ای که برد، این بازیگر جوان را خیلی زود چهره کرد. دقت و حوصله او در انتخاب نقش‌هایش به نحوی است که پس از یک تجربه ناکام، دیگر کار تلویزیونی نکرد، گاهی در تئاتر کارش را ادامه بدهد و هراسی از بازی در نقش‌های کوتاه نداشته باشد. تاکنون وی در  9  فیلم بلند بازی کرده که  3  تای آخری هنوز نمایش داده نشده‌اند، فیلم‌هایی که هر کدام می‌توانند چیزهای تازه‌ای درباره‌اش به ما بگویند. یک شب جزو معدود فیلم‌های سینمای ایران است که با حضور بازیگری حرفه‌ای، در عرصه جهانی مطرح می‌شود. کافه ستاره ظاهرا یک فیلم کاملا تجاری است با بازیگران متعدد و سرانجام زمان می‌ایستد، طبق گفته کارگردانش، فیلمی است متکی بر بازیگر، هانیه توسلی تنها بازیگر این فیلم علیرضا امینی است. نکته قابل ذکر در مورد نحوه ورود هانیه توسلی به سینما این است که ورودش همزمان شد با دوران احیای کتایون ریاحی و توجه به نقش اصلی او در شام آخر، بازیگران دیگر را به حاشیه می‌راند، اما توسلی که در یک ملودرام معمولی، نقش مکمل را بر عهده داشت و سپس فیلم کاملا ناموفق اثیری (محمدعلی سجادی) را تجربه کرد، در گام سوم، موقعیت خویش را در حد یک بازیگر محبوب ارتقا داد. این محبوبیت حاصل بازی در فیلمی تجاری نبود و همین مسئله چهره تازه‌ای را برای او به همراه داشت. درست در زمانی که می‌رفت تا در نقش زنان روشنفکر فیلم‌های مختلف کلیشه شود، جلو دوربین سامان مقدم قرار گرفت. فیلم‌ها  - 1379: روی جاده نمناک، 1380: شام آخر / پنج عصر (کوتاه) / اثیری / شب‌های روشن، 1381: گاهی به آسمان نگاه کن، 1382: جایی برای زندگی / یک شب، 1383: کافه ستاره (نفستو حبس کن)، 1384: زمان می‌ایستد

 

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 23:40 |

سپيده دمان

آنگه كه مهر فروزان

روز را روشني مي بخشد

چشم مي گشايم

با حس كردن تو

ونخستين انديشه يي كه مرا مي ربايد

توهستي

دوستت دارم

 

وشبانگاها ن

كه خيره مي مانم به تيرگي درختان

نقش گرفته از سوسوي ستارگان كم فروغ

فرو رفته ام در جذبه يي

از تماس تو

در آرامشي تمام

وآخرين انديشه يي كه مرا مي ربايد تو هستي

دوستت دارم

 

سوزان  پوليس شوتز

 

عشق من

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 23:25 |

 

 

حميد عسكري متولد 20/7/57 اصالتا شيرازي ولي متولد و بزرگ شده اصفهان است .

در حال حاضر در سعادت آباد تهران سكونت دارد كارشناس مديريت صنعتي است . به غير از خود دو خواهر كوچكتر با نام هاي پريسا و مريم و يه برادر بزرگتر به نام سعيد دارد كه در آمريكا سكونت دارد .

حميد عسكري موفقيت خود را مديون آقاي مشايخي كه تهيه كننده آلبوم كما بودند و آقاي رضا عسكري (پسر عموي خود ) مي داند البتته خانواده هم برايش نقش مهمي داشته است .

مشوقان اصلي او در خوانند گي مادر و آقاي رضا عسگري بوده اند.

 

سوالاتي كه از حميد به آنها جواب داده است :

-         حقيقتي كه بايد پذيرفت ؟سختي هاي زندگي

-         هميشه آمادگيش را داريد ؟ خوانندگي را ببوسم و بگذارم كنار

-         در نوجواني هدفي جز آن نداشتيد ؟ موسيقي

-         مسئوليت آن را نمي پذيريد ؟ ازدواج

-         خيلي كمكتان كردند ؟ آقاي مشايخي

-         به آن عادت نداريد ؟ دروغ

-         فاتح ذهنتان ؟ كسي هنوز ذهن مرا فتح نكرده

-         آ؛دمهايي كه در جستجوي عشقند ؟ انشالله به عشقشون برسند

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 22:55 |

آدمك آخر دنياست بخند     ...  آدمك مرگ همين جاست بخند

دست خطي كه تورا عاشق كرد ... شوخي كاغذي ماست بخند

آدمك خر نشوي گريه كني ...   دنيا سراسر سراب است بخند

آن خدايي كه بزرگش خواندي ... به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه!

بگير از من تو اين دل ياد بودي.... که تنها لايق اين دل تو بودي ... هزاران خواستند اين دل بگيرند .... ندادم چون عزيز دل تو بودي

اين اس ام اس رو به 4 دليل برات مي فرستم:
1- دوستت دارم
2- خيلي باحالي
3- به يادتم
4- ارزش زنگ زدن رو نداري!

می گن قلب آدما اندازه مشتشونه،اما چه جوری یه دنیا محبت،یه آسمون صداقت،یه کهکشان مهربانی، و یه دریا عشق توی قلبت جا شده

به غضنفر گفتند اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکار می کنی؟
گفت منم بهش دست می دم.

به غضنفر می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست

هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

نه از خاکم نه از بادم     نه در بندم نه آزادم    نه آن لیلاترین مجنون    نه شیرینم نه فرهادم    فقط مثل تو غمگینم    فقط مثل تو دلتنگم    اگر آبی تر از آبم    اگر همزاد مهتابم    بدون تو چه بی رنگم    بدون تو چه بی تابم...

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم...  مرگ آنست که از خاطر تو محو شوم

+ نوشته شده توسط دوستدار هنر در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 22:9 |